|
|
|
|
|
چون برگ خشک بودم در رهگذار باد برگی که باد هم به تهی دستیش مباد یک شب که چون نسیم از یک بهشت گمشده می آمدی به ناز با شعله نگاه خود افروختی مرا آنگاه در اجاق دو بازوی گرم خویش با بوسه های وحشی خود سوختی مرا لبهای تشنه تو به من جان تازه داد چشمان ساکت تو سرود نگفته گفت با هر جرقه ای که جهید از لبان ما صد چلچراغ در شب تاریک من شکفت پیوند دست ها و نفس ها و بوسه ها گلبانگ نبض ها و تپش ها پیوند جاودانی جان من و تو بود روح لطیف عشق چون ماهتاب بر سر ما بال می گشود ساز وجود ما آهنگهای نغز دلاویز می سرود کم کم چو دود عود از خود رها شدم در آسمان خاطره ها بال میزدم چو بوی گل دوباره به دنیا می آمدم در زیر چتر ماه در لای شاخه ها و چمن ها و بوته ها با روح پرگرفته خود آشنا شدم دیگر چو برگ خشک نبودم به دست باد موج هزار خاطره بودم که مست مست بر بال بوسه های تو می آمدم به ناز آن شب دوباره زندگی آموختی مرا |
||
|
|
|
|
|
If you go away on this summer day But if you stay I'll make you a day If you go away as I know you will But if you stay I'll make you a night به نظر من بهترین اجرا از این آهنگ متعلق به داستی اسپرینگ فیلد است. هر چند کسان دیگری همچون خولیو اگلسیا و نیل دایموند و ... این آهنگ را خوانده اند. اما زیبائی و تأثیر اجرای داستی بیشتر است.
|
||