تبليغاتX
یکیـتا
گذري در موسیقی ( کلاسیک و سنتی ) ، ادبيات ، روانشناسی و ...

     داستانی تکراری البته مهم به اندازه زندگی:

حیوانات برای تامین خواسته ها و نیازهای خود قائل به رعایت هیچ قید و بندی نیستند ولی آنچه که انسان را در این میان از سایر گونه های شناخته شده حیات متمایز می کند بحثی اســت به نام اختیار.

اختیار در انتخاب خوب یا بد و مباحث مفصل نسبی و مطلق بودن این مفاهیم. اما فارغ از نامهای اطلاق شده  هر انسانـــی در لحظه انتخــاب در درون خود این دو را از یکدیگـــر تمیــز می دهد ، قوه تشخیص یا چیزی به نام وجــدان که در جــوامع متمدن به عنوان رعایت موازین اخــلاقی تعریف می شود. پایبندی به وجدان متضمن زندگی سالم اجتماعی است.

بر سنگ قبر کانـت سخنی از خود اوست: < دو چیز ذهن مرا به بهت و حیرت می اندازد و هر چه بیشتر و ژرفتر مــی اندیشم بر شگفتــی ام می افزاید یکی آسـمان پر سـتاره ای که در بالای سر ماسـت و دیگری موازین اخلاقی که در دل ماست.>

این است شرط انسانیت اما نه حد انسانیت. انسانی متمدن و با شعور اجتماعی بالا نیزمی تواند گرفتار خودبینی،تکبر، غرور، حرص و....  در یک کلام بنده هوا و هوس خود باشد.

قدرت اصــلی انسان در بکارگیری انتخاب،انجام دگرگونی است ، دگرگونی در صفات و حالاتی که در نفس انســانی و غریزه حیــوانی خود دارد ، ترک همیشــگی گـروهی از آنـها و انــجام گروهی دیگر تنها با نیــت درست . آزاده چونین انسانی است.

      منم که بی تو نفس میکشم زهی خجلت         مگر توعفو کنی ور نه چیست عذر گناه     حافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 3:15 PM  توسط نعیم  | 

http://harmonytalk.com

http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-153/8606159873094413.htm

http://www.hamavaz.com/modules.php?name=News&file=article&sid=1290

http://www.guardian.co.uk/music/gallery/2007/sep/06/pavarotti?picture=330690212

 

 

 

خواننده بزرگ اپرا و هنرمندی انساندوست که همواره بخش وسیعی از درآمد خود و کنسرتهایش را به نفع نیازمندان اختصاص میداد ساعت ۵ صبح پنجشنبه ۱۵/۶/۸۶ در منزل خود به سبب بیماری سرطان درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی باد

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 1:52 AM  توسط همایون  | 

     یکی از ویژگیهائی که بندهشن به فروهر داده شده ، پرورندگی و مایه دهی است. دانشمند اوستاشناس "دارمستتر" واژه فروهر را از این دیدگاه ، بر بنیاد ساخت کهنتر آن ، فرورتی ، گونه ای از فر- ور ، همسان و همتای پر – ور (تیمار داشتن ، پروردن) میداند. بدینسان که از "فروردین یشت" اوستا که سرودی پرشور و تپنده در ستایش فروهرهاست برمی آید ، فروهر از اندامهائی چونان اندامهای آدمیان برخوردار است :

     سپند مینو آسمان را برپای کرد و فروهران از فرود آن را نگاه میداشتند. فروهرهای توانا ، پهلوانانی با دیدگانی زیبا که نیک میشنوند ، شادمانی دیرباز به ارمغان می آورند ، بالایشان بلند است و کمربندهایشان را فراز بسته اند .... آنان که در فراخنا می پویند و بی گزندی و تندرستی را به ارمغان می آورند ، آن نام آوران سترگ.

     در اوستا فروهرها با ساز و سازمان پیکارگران می جنگند تا دیوان را از میان بردارند و راستی و روشنی را بر جهان فرا گسترند. : ما فروهرهای نیک ، توانا ، نیکوکار راستان را به آیین گرامی میداریم. آن فروهرها که خودِ آهنین ، جنگ ابزار آهنین و زره آهنین دارند. در پیکارها به پاس سرافرازی و والائی در هاله ای از روشنی می جنگند ، نبردها را سامان میدهند و می آرایند تا دیوان را در شمارهای هزاران هزار در هم بشکنند و از میان بردارند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:22 PM  توسط همایون  |