تبليغاتX
یکیـتا
گذري در موسیقی ( کلاسیک و سنتی ) ، ادبيات ، روانشناسی و ...

درسته که قدیمی هستن ولی باور کنید لذت مطالعه این کتابها همیشه با شما خواهد ماند

1) بارون درخت نشین : ایتالو کالوینو

http://ketabegharn.blogspot.com/2006/12/blog-post.html

http://www.iricap.com/magentry.asp?id=5618

http://www.etemaad.ir/Released/87-09-02/253.htm

     ایتالو کالوینو یکی از سرشناس ترین چهره های ادبیات امروزی ایتالیا است و به خاطر شیوه خاص خودش، جایگاه ویژه ای در میان رمان نویسان اروپایی دارد. شیوه ای که تخیل نیرومند، طنز پاک و ظریف و توجه نزدیک به واقعیت و تاریخ را در هم می آمیزد. در آثار او که آکنده از تمثیل و استعاره است، نگرش موشکافانه واقعیت، طنز، افسانه پردازی و تخیل شاعرانه همه به یک اندازه جا دارد. "بارون درخت نشین" معروفترین اثر و بهترین نمونه سبک کار اوست.

     کالوینو در سال 1923 در کوبا به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو ایتالیایی و گیاه شناس بودند. اثر این تخصص والدین در فضای بکر و بی همانند این کتاب و در آشنایی ژرف نویسنده با درختان و جانوران نمودار است، به گونه ای که میتوان آن را همچون قصیده ای در ستایش از درخت دانست.

*****

2) دنیای سوفی : یوستین گادر

http://www.midinternet.com/?p=470

http://windoweblog.blogspot.com/2007/08/blog-post.html

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 6:24 PM  توسط همایون  | 

Dov'e L'Amore
Dov'e L'Amore
I cannot tell you of my life
Here is my story

I'll sing a love song
Sing it for you alone
Though you're a thousand miles away
Love's feeling so strong

Come to me baby
Don't keep me waiting
Another night without you here
And I'll go crazy

There is no other there is no other
No other love can take your place
or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away

With my love song
With my love song

Dov'e L'Amore
Dov'e L'Amore
Where are you now my love?
I need you here to hold me

Whispered so sweetly
Feel my heart beating
I need to hold you in my arms
I want you near me

Come to me baby
Don't keep me waiting
Another night without you here
And I'll go crazy

There is no other there is no other
No other love can take your place
or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away

With my love song
With my love song

Non c'e nessuno
(there is no other)
Non c'e nessuno
Non c'e nessuno
Bello come te e ti amo
(as beautiful as you
and I love you)

Come to me baby
Come to me baby
Another night without you here
And I'll go crazy

There is no other there is no other
No other love can take your place
or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away

With my love song with my love song
With my love song with my love song

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 7:12 PM  توسط همایون  | 

1) قورباغه یکی از عجایب خلقت است. این جانور عجیب بیشتر در آبهای شیرین زندگی میکند، اما بر خلاف دهان گشادی که دارد قادر نیست یک قطره آب بخورد. میدانید چرا؟ برای اینکه زبان این حیوان بیچاره برعکس دیگر جانوران به جای آنکه از عقب به حلق چسبیده باشد، از جلو به دهان چسبیده تا بتواند پشه و مگس و دیگر حشرات را شکار کند. بنابراین قورباغه ناچار است از راه پوست آب مورد نیازش را جذب نماید. به همین دلیل هر وقت در آب نباشد، می بینیم که روی برگ ها و علفهای خیس نشسته و چشم به ما دوخته است!

2) کارشناسان علوم اتمی دانشگاه " آلدروماستون" انگلیس موفق شدند در موی سر زن ها و مردها عنصر "طلا" کشف کنند. این دانشمندان که علاوه بر طلا آثاری از وجود عناصر دیگر نیز در موی سر انسان یافته اند، میگویند طلای موجود در موی سر خانم ها بیشتر از مقدار طلای موجود در سر آقایان است و میتوان از این تفاوت در تشخیص جنسیت استفاده کرد.

                                                                                                  برگرفته از نشریه کنکاش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 7:11 PM  توسط همایون  | 

     راههای مختلفی در این زمینه وجود دارد که به کارگیری آنها میتواند افراد را در این خصوص موفق سازد :

1- لازم است مافوق خود را یاری کرد تا کارها و مسئولیت هایش را به نحو مطلوب انجام دهد و از این راه به موفقیت و کارآیی افزون تر دست یابد، چنانچه مافوق دریابد که شما وی را برای دستیابی به اهدافش کمک می کنید با نظر مثبت به شما خواهد نگریست.

2- همانطور که شما به تشویق نیاز دارید، مافوق شما نیز به تشویق و ترغیب احتیاج دارد. به همین دلیل باید با برجسته کردن نقاط قوت او به ویژه در جمع و کم اهمیت دادن به نقاط ضعف او اعتماد به نفس را در وی تقویت کنید تا به او احساس خوشایندی دست دهد.

3- در زمینه هایی که اطلاعات مافوقتان کم است ولی شما در آن زمینه اطلاعات مفیدی دارید، باید کوشش کنید با شیوه ای بسیار روشن، ساده و با توضیح کافی اطلاعات خود را در اختیار او قـرار دهید تا بتواند از این اطلاعات در جهت انجام وظیفه مدیریت خویش بهتر استفاده کند. مثلاً اگر مدیر مالی هستید ولی مافوق شما معلومات مالی کمی دارد باید سعی کنید اطلاعات خود را به نحوی در اختیار او قـرار دهیـد که به صـورت کامـلاً واضـح آنهـا را درک کند و به کار گیرد.

4- سعی کنید هیچگاه مافوق خود را غافلگیر نکنید، به طوری که او احساس کند شما اطلاعات خود را از او مخفی نگه داشته اید. به ویژه در جلسات عمومی نمی بایستی به این ریسک دست بزنید، زیرا غافلگیر کردن مافوق در جمع موجب احساس حقارت او خواهد شد. بهترین راه حل این است که حتماً پیش از جلسات او را از مطالبی که میخواهید مطرح کنید مطلع سازید.

5- هیچگاه به مافوق خود بهای کم ندهید، ممکن است اطلاعات او از شما کمتر باشد و حتی ممکن است در زمینه رشته تخصصی شما اطلاعاتی نداشته باشد اما این مسئله نباید موجب شود که شما او را دست کم بگیرید و با معلومات یا روش رفتاری خویش او را تحقیر کنید. چون این امر باعث سلب اعتماد وی از شما میشود و به سختی در برابر این رفتار ایستادگی خواهد کرد.

6- تا آنجا که میتوانید خود را به مافوق بشناسانید زیرا لازم است بدانـد هدف ها، نظرات و انگیزه های شما چیست؟ او باید بداند که چه چیزی برایتان الویت دارد و چه چیزهایی برای شما مهم نیستند. موقعیت و جایگاه شما را بشناسد و بداند چه چیزهایی میتواند از شما انتظار داشته باشد و چه چیزهایی را نداشته باشد.

7- سعی کنید به وسیله بازخوردهایی که از مافوقتان دریافت میکنید بفهمید کدامیک از کارهای شما در جهت پیشرفت کارهایش میباشد و کدام یک از فعالیت ها یا رفتارهای شما از نظر او جنبه منفی داشته است. بدین ترتیب از تکرار نقاط منفی حتی الامکان جلوگیری و نقاط مثبت را تقویت خواهید کرد.

8- در مقابل وظایفی که به شما محول میکند گشاده رو باشید و آنها را در جهت پیشرفت کارهایتان بپذیرید و از اینکه مسئولیت شما سنگین تر میشود نهراسید چون همین امر میتواند امکان پیشرفت شما را فراهم سازد.

9- انتقاداتی را که مافوق از کار شما میکند در صورت موجه بودن بپذیرید و در جهت رفع آن اشکالات تلاش کنید و در صورت غیر موجـه بودن، به گونه ای غیر مستقیم وی را از حقانیت خود آگاه سازید.

10- سعی کنید با مافوقتان رو راست باشید. تا آنجا که میتوانید چیزی را از وی مخفی نکنید. اطلاعات خود را با او در میان بگذارید و قبل از آنکه اشتباهات احتمالی شما ار راه های دیگر به او منتقل شود، خودتان این اشتباهات را با او مطرح سازید و دلایل بروز آنها را برایش توضیح دهید.

11- تعریف و تمجید صادقانه شما از مافوق باعث رضایت اوست اما اگر تعریف و تمجید حالت چاپلوسی به خود گیرد عمل شما نزد وی بی بها و حتی مشمئز کننده میشود.

12- بدگویی و بزرگ کردن اشتباهات افراد در حضور کسان دیگر، شما را در نظر وی فردی دورو جلوه گر میسازد.

13- سعی کنیددر محیط شغلی از ایجاد تنش های ناروا و بحث انگیز، به خصوص با مافوق، خودداری کنید. چون در اینصورت شما را فردی مشکل ساز خواهد دانست که محیط را متشنج میسازد.

14- همیشه پیشنهاد هایی برای بهبود فعالیت ها به مافوقتان ارائه کنید.

نتیجه – چنانچه روشهای ذکر شده مورد استفاده قرار گیرند، مدیر و مافوق، شما را حامی و یاری دهنده خود خواهد دانست و ضمن اعتماد به هنگام ضرورت از شما حمایت خواهد کرد. همچنین با فضای شغلی که خودتان باعث طراحی و اجرایش بوده اید به شما انگیزه بهتر با محیط سرشار از صداقت و با کیفیت اهدا خواهد کرد.

                                                                            برگرفته از نشریه داخلی فرودگاه مهرآباد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:18 PM  توسط همایون  | 

I've been alone with you
Inside my mind
And in my dreams I've kissed your lips
A thousand times
I sometimes see you
Passing outside my door
Hello!
Is it me you're looking for?
I can see it in your eyes
I can see it in your smile
You're all I've ever wanted
And my arms are open wide
Because you know just what to say
And you know just what to do
And I want to tell you so much
I love you

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again
How much I care
Sometimes I feel my heart will overflow
Hello!
I've just got to let you know
cause I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely?
Or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let start by saying I love you

Hello!
Is it me you're looking for?
Because I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely?
Or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
for I haven't got a clue
But let start by saying I love you

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:47 PM  توسط همایون  | 

Everyday my papa would work
To try to make ends meet
To see that we would eat
Keep those shoes upon my feet
Every night my papa would take me
And tuck me in my bed
Kiss me on my head
After all my prayers were said
And there were years
Of sadness and of tears
Through it all
Together we were strong
We were strong
Times were rough
But Papa he was tough
Mama stood beside him all along

Growing up with them was easy
The time had flew on by
The years began to fly
They aged and so did I
And I could tell
That mama she wasn't well
Papa knew and deep down so did she
So did she
When she died
Papa broke down and he cried
And all he could say was, "God, why her? Take me!"
Everyday he sat there sleeping in a rocking chair
He never went upstairs
because she wasn't there

then one day my Papa said,
"Son, I'm proud of how you've grown"
He said, "Go out and make it on your own.
Don't worry. I'm O.K. alone."
He said, "There are things that you must do"
He said, "There's places you must see"
And his eyes were sad as he
as he said goodbye to me

Every time I kiss my children
Papa's words ring true
He said, "Children live through you.
Let them grow! They'll leave you, too"
I remember every word Papa used to say
I kiss my kids and pray
That they'll think of me
Oh how I pray
They will think of me
That way
Someday

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:56 PM  توسط همایون  |